شهیدان ایران

علیرضا خانی عاشق شهدا.
مشخصات بلاگ
شهیدان ایران

به وب‌نوشت من خوش آمدید.

«گفته شهید علی صیاد شیرازی»

یک شب در جبهه خیلی دمق و ناراحت بودم و با همین وضع رفتم بخوابم حسابی دلم گرفته بود.

در عالم رؤیا خواب دیدم در قرارگاهی بودیم که گفتند امام می خواهد تشریف بیاورند. چون به امام خیلی تکیه داشتم و از امام برای جان و روحم بهره می بردم، اسم امام را که شنیدم، شدیداً تحت تأثیر قرار گرفتم و با خودم گفتم:«خیلی خوب، حالا که امام می آیند، باید یک جوری امام را تنها گیر بیاورم و با او درددل کنم. من که نمی توانم توی جمع حرف دلم را بزنم که ایشان بهم کمک کنند.»

تعدادمان خیلی زیاد بود و تمام فرماندهان صف کشیده بودند. برخلاف همیشه که امام ثابت می ایستادند و دیگران می رفتند دست بوسی ایشان، این بار امام از جلوی صف رد می شدند و راه می رفتند و با همه خوش و بش می کردند. یک لبخند و تبسم ملیحی هم بر چهره مبارک شان بود.همین طور که حرکت می کردند، به من رسیدند. دست و پایم را گم کردم. مپل بقیه دست بوسی کردم و امام رد شدند.

از دو سه نفر نگذشته بودند که یک دفعه بر گشتند و به من نگاه کردند. وقتی برگشتند، کاملاً معلوم بود که دیدشان مستقیم به من مترکز شده است. در همان حالت این جمله را فرمودند:«شما کارتان درست می شود، نگران نباشید.»

......................................................................

برگرفته از:یاد امام و شهدا؛ یاران ناب1  ص 33

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی